الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

449

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

امير غياث الدّين منصور شيرازى در رساله‌اى كه در ردّ كلام علامه دوانى تأليف كرده به مناسبت ايرادى كه دوانى بر پدر امير غياث الدّين ( سيد سند ) راجع به دو مسئله ( هيولى و نفس ) وارد آورده ، از يكى از تعليقات علامه مذكور نقل كرده و گفته است : در يكى از شبها در رؤيا ديد كه الاغى بستهء علفى را به نظر آورد و به‌سوى آن روان شد پيش از آنكه به بستهء علف برسد به سنگى برخورد كرد و پايش شكست ، دوانى رؤياى خود را به اطلاع معبّر توانائى به نام ملا فضل اللّه استرآبادى رسانيد ، وى تعبير كرده و گفت : براى شكار از كوهى بالا مىرفتى و ازآنجا افتاده و پايت شكسته است . و حكايت آن‌چنان بوده كه معبّر اظهار داشت . مؤلف گويد : از قرينه پيدا است مترجم حاضر با همين معبّر ، يكى است ، ليكن اين احتمال دور از حقيقت است براى اينكه مترجم حاضر سيّد است و معبّر يادشده عام است و گذشته از اين ، علامه دوانى پيش از امير فضل اللّه مىزيسته و چگونه رؤياى خود را به اطلاع او رسانيده باشد . شيخ فضل اللّه عذار شهيد وى از برجستگان دانشمندان روزگار شاه‌تهماسب صفوى و از نيكوكاران و پرهيزكاران ايشان بوده و در مشهد مقدس رضوى ( ع ) مىزيسته و از محل اوقاف آستانه مباركه ، حقوقى دريافت مىكرد و در نهايت تقوا و پرهيزكارى بود و از عدول اعلام بشمار مىآمد . شيخ فضل اللّه در مسجد جامع ( گوهرشاد ) مشهد مقدس به امامت جماعت مىپرداخت و گروه بسيارى به وى اقتدا مىكردند و ازهرجهت شايستگى داشت . در تاريخ عالم‌آرا مىنويسد : شيخ فضل اللّه در حمله‌اى كه ازبكها به آن آستان مبارك نموده همراه با ديگر از صلحا و اتقياى آن روضه مباركه در آغاز پادشاهى شاه‌عباس كبير به شهادت رسيد « * » .

--> ( * ) در تاريخ عالم‌آرا ، وى را به‌عنوان عرب معرفى كرده است و در شهداء الفضيلة ، ص 167 -